حاج ملا هادي السبزواري

384

شرح مثنوى

يار در اين انجمن يوسف سيمين بدن آينه خانه جهان او به همه روبروست پرده حجازى بساز يا به عراقى نواز غير يكى نيست راز مختلف ار گفتگوست مخزن اسرار اوست سرّ سويداى دل در پيش اسرار باز در بدر و كو به كوست ( ( 2933 ) ) پس مگو كاين جمله دمها باطلند * باطلان بر بوى حق دام دلند ن 338 21 - ك 124 12 پس مگو : بلى تحديد و تضييق آنها باطل است . ( ( 2934 ) ) پس مگو جمله خيال است و ضلال * بىحقيقت نيست در عالم خيال ن 338 22 - ك 124 13 بىحقيقت نيست : چه هر خيالى در نشاهء خود وجود دارد ، بلكه مؤثر است در اين عالم . و اگر صورت آب در خيال نبودى طالب آب نبودى . و قس عليه . و آن كه گفته است : « نام حلوا بر زبان بردن نه چون حلواستى » ، به حسب مطلوبيت براى طالب حلواى طبيعى گويد ، نه آن كه وجود ندارد يا مطلوبيت ندارد ، يا مبدأ انكشاف حلواى طبيعى نمىشود . چگونه ؟ العلم نور ( ( 2935 ) ) حق شب قدرست در شبها نهان * تا كند جان هر شبى را امتحان ن 339 1 - ك 124 13 حق شب قدرست : يعنى يكى از آيات احاطهء حق ، شب قدرى است كه در طول همهء شبها باشد ، چون آن سيّال كه راسم همهء سلسلهء زمان است و روح آنهاست . و از تأويلات شب قدر ، سلسلهء طوليهء نزوليه است ، كه مدّ سير نور حق است در قوس نزول . چه ، نور در آن در تنزل است . چنان كه باطن يوم القيامة ، سلسلهء طوليهء عروجيه است كه مدّ سير نور حق است در قوس صعود . چه ، نور در اشتداد و ترقى و عروج است . قال الله تعالى : * ( تَعْرُجُ اَلْمَلائِكَةُ وَاَلرُّوحُ إِلَيْه 70 : 4 . . . ( 1 ) و از تأويلات شب قدر روحانيت وجود اولياء است . چه ، بعض اولياء كه ضناين ا للهاند مستورند از نظر خلق ، و به عنوان ولايت ظهور ندارند . و اوليايى كه ظاهرند به صورت ، به روحانيت مختفىاند و معرفت ايشان صعب است . و در حديث شريفى واقع است كه : إنَّ الله خَبَّأَ ثَلاثَة فى ثَلاثَة : رِضاه فى طاعاتِه فَلا تَحقِرَنَّ شَيئاً مِن طاعاتِه ، فَلَعَلَّ رِضاه فيه . وَخَبَّاءَ سَخَطَه فى مَعاصيه فَلا تَستَحقِرَّنَ شَيئاً مِن مَعاصيه فَلَعَلَّ سَخَطَه فيه ، و خَبَّاءَ اَولياءَه تَحتَ خَلقِه فلا تَحقِرَنَّ أحَداً فَلَعَلَّه هُوَ الوَلِىّ ( 2 ) . يعنى بدرستى كه

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء معارج ، آيهء 4 . . ( 2 ) منبع يافت نشد . .